محمد بن هندوشاه نخجوانى
17
صحاح الفرس ( فارسى )
اوّل لغت است ايراد كرده شود و آن حروف را كه اوّل لغت باشد « حرف فصل » خواندهاند و هر گاه كه حرف فصل « همزه » بود از « 1 » احد الامرين خالى نباشد يا ممدود بود مانند « آوا » و « آيا « 2 » » يا غير ممدود باشد مانند « ابستا » و « استا » و « افدستا » « 3 » . همزهء ممدود را جهت توضيح به دو الف نويسند تا بكلمهء مشابه مشتبه نشود و آن كلمه كه اول او همزهء ممدود بود بر غير ممدود مقدّم باشد جهت آنكه بعد از همزه « 4 » « الف » آيد كه بر جميع حروف تهجّى مقدم است پس بر اين تقدير « آوا » بر « ابستا » و اخوات « 5 » او مقدم باشد . اگر قايلى گويد بايد « 6 » كه « ابستا » « 7 » و اخوات او بر « آوا » و « آيا » مقدم باشد زيرا كه « باء » و « سين » و « تاء » اوساط لغات مذكورند و مقدمند بر « واو » و « ياء » كه اوساط « آوا » و « آيا » اند گوييم : اول حروف اوساط در « آوا » و « آيا » الفست و « الف » بر جميع حروف مقدم است پس به اين سبب « آوا » و [ « آيا » ] بر « ابستا » « 8 » و « استا » مقدم باشد و همچنين ترتيب اوساط حروف نيز در جميع لغات مرعى « 9 » بود مثلا لغتى كه وسط او حرفى باشد در وضع مقدم بر حرف وسط لغتى ديگر ، آن لغت را با رعايت « حرف فصل » و « حرف باب » بسبب تقدم « حرف وسط » بر غير آن مقدم دارند . مثلا « رست » بفتح راء و سكون سين غير معجم بر « رشت » بكسر راء و شين معجم مقدم دارند جهت آنكه « سين » بر « شين » مقدم است و اگر اوساط « 10 » لغات زياده از يك حرف باشد نظر بر حرفى باشد كه بعد از « حرف فصل » بود مثلا « پارسا » بر « پروا » مقدم باشد و « پروا » بر « پيشوا » ، بسبب « 11 » آنكه « الف » كه اول اوساط « پارسا » است بر « راء » كه اول حروف اوساط « پروا » « 12 » است هم مقدم . پس به اين سبب « پارسا » بر « پروا » « 13 » مقدم باشد و اگر در لغات متعدّده بعد از « حرف فصل » يك فصل ، يك حرف معين يا بيشتر در همه مكرّر شود نظر بر حرفى كنند كه بعد از « حرف مكرر » باشد مانند « كيانا « 14 » » و « كيميا » كه بعد از [ حرف فصل ] « ياء » حرف مكرر باشد در هر دو لغت ، در « كيانا » الف است و در « كيميا » ميم و الف در وضع بر ميم مقدم
--> ( 1 ) - ط : اى ( متن تصحيح قياسى ) ( 2 ) - ط : وا آيا ( 3 ) - ط : الستاد استاد اقدستا ( متن تصحيح قياسى ) ( 4 ) - ط : حمزه ( 5 ) - ط : ايسبا و اخوان ( متن تصحيح قياسى ) ( 6 ) - « بايد » در حاشيه ( 7 ) - ط : السبا ( 8 ) - ط : و ابرالسبا ( 9 ) - ط : مرغى : ( متن تصحيح قياسى ) ( 10 ) - ط : اوسات ( 11 ) - ط : سبب ( 12 ) - ط : ( متن تصحيح قياسى ) ( 13 ) - ط : پيشوا ( متن تصحيح قياسى ) ( 14 ) - ط : كتانا